close
تبلیغات در اینترنت
نماز ملکوت.....

می مانیم...

به نماز سید كه نگاه می‌كردم،ملائك را می‌دیدم كه در صفوف زیبای خویش او را به نظاره نشسته‌اند.من رو به قبله ایستاده بودم.... اما دلم هنوز در پی تعلقات بود.گفتم: «نمی‌دانم‏, چرا من همیشه هنگام اقامه نماز حواسم پرت است.»به چشمانم خیره شد.«مواظب باش! كسی كه سرنماز حواسش…

آخرین ارسالهای تالار گفتمان

عنوان پاسخ بازديد توسط
توسل 0 239 dehmojtaba
ثقلین 0 85 dehmojtaba
کابالا 0 225 admin
وهابیت 0 135 admin

مطالب مربوط

نماز ملکوت.....

نماز ملکوت.....


به نماز سید كه نگاه می‌كردم،
ملائك را می‌دیدم كه در صفوف زیبای خویش او را به نظاره نشسته‌اند.
من رو به قبله ایستاده بودم.
... اما دلم هنوز در پی تعلقات بود.

گفتم: «نمی‌دانم‏, چرا من همیشه هنگام اقامه نماز حواسم پرت است.»
به چشمانم خیره شد.
«مواظب باش! كسی كه سرنماز حواسش جمع نباشد، در زندگی نیز حواسش اصلاً جمع نخواهد شد.»

گفت و رفت.

اما من مدتها در فكر ارتباط میان نماز و زندگی بودم.
سید مرتضی آوینی به من گفته بود : «نماز مهمترین چیز است، نمازت را با توجه بخوان» اما هر بار نماز می خواندم، می دانستم نماز سید مرتضی چیز دیگری بود.

┘◄ منبع: كتاب همسفر خورشید
┘◄ راوی: اكبر بخشی

تاریخ ارسال: چهارشنبه 09 مهر 1393 ساعت: 21:25 |تعداد بازدید : 48 نویسنده :

دیدگاههای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی