close
تبلیغات در اینترنت
وصیت نامه

آخرین ارسالهای تالار گفتمان

عنوان پاسخ بازديد توسط
توسل 0 262 dehmojtaba
ثقلین 0 100 dehmojtaba
کابالا 0 242 admin
وهابیت 0 155 admin

خال هندی

خال هندی

ما دوتا را در موقعتی خطرناک قرار داده بودند ، هردو RPG زن بودی گاهی او میزد و من کمک میکردم و گاهی من میزدم و او کمک میکرد .

نوبت به من رسید ولی حال بلند شدن نداشتم ، او فهمید ، قبضه را آماده کرد ، بلند شد ، شلیک کرد و نشست با یک خال هندی در وسط پیشانیش

تاریخ ارسال: شنبه 15 شهريور 1393 ساعت: 0:30 |تعداد بازدید : 53 نویسنده :