close
تبلیغات در اینترنت
سیاسی

آخرین ارسالهای تالار گفتمان

عنوان پاسخ بازديد توسط
توسل 0 262 dehmojtaba
ثقلین 0 100 dehmojtaba
کابالا 0 242 admin
وهابیت 0 155 admin

شعر/ جز شیر که باید بزند شاهین را

شعر/ جز شیر که باید بزند شاهین را
1172
یارب بپذیر این همه نفرین را
از حد گذرانده بی حیا توهین را
از دست علمدار فقط کار آید
جز شیر که باید بزند شاهین را
-------------------------------
هشدار من این است که کفتار مپیچ
بیهوده به پای شیر کرار مپیچ
او با نگهش پشت تورا خرد کند
اینقدر به پنجه ی علمدار مپیچ
--------------------------------
یارب چقدر صبر و مدارا بس نیست؟
ان کس که چنین کند به جز ناکس نیست
بیهوده طمع به پنجه ی شیر کند
این لقمه برای دهنِ کرکس نیست
--------------------------------
هرگونه جسارت به شما محکوم است
نابودیِ دشمن علی محتوم است
در چهره ی ان کس که کند هتاکی
اثارِ حرام زادگی معلوم است
--------------------------------
گیرم که قلم به کافر افتاد مخور غم
یک لکه به روی دفتر افتاد مخور غم
تاریخ نشان داده که با پنجه ی عباس
هر کس که در افتاد ور افتاد مخور غم
تاریخ ارسال: چهارشنبه 02 ارديبهشت 1394 ساعت: 21:46 |تعداد بازدید : 120 نویسنده :

به مناسبت هجدهمین سالگرد شهادت سید مجتبی علمدار

هجده بهار بی تو گذشتن، بعید بود

از ما چنین ز پای نشستن، بعید بود

عهدی که با تو بود،شکستن، بعیدبود

دل را به غیر راه تو بستن، بعید بود

آری بعید، بود ولی شد،عوض شدیم

حرف از حمایت ز علی شد، عوض شدیم

بی دغدغه قرار نشد، زندگی کنیم

اول قرار بود،فقط بندگی کنیم

با دیگران به مهر تو بخشندگی کنیم

حالا چطور قصه شرمندگی کنیم؟

سید،قرار های قدیمی عوض شدند

آن جمع های خوب و صمیمی عوض شدند

گفتی مباد، راه شهادت عوض شود

با اختلاف، یک شبه هیئت عوض شود

راه شما ز جاده وحدت عوض شود

خاکی شوید، رسم مروت عوض شود

سید ولی، شرایط صحبت عوض شده است

روی ولی ز شدت غربت عوض شده است

ما لاف میزنیم، ولی غصه می خورد

دیگر نه در خفا که جلی غصه می خورد

از ادعا و بی عملی غصه می خورد

در خطبه هاش سید علی غصه می خورد

هشتاد و هشت، غمش عمیق است مجتبی

آقای ما بدون رفیق است مجتبی

هشتاد و هشت با دل رهبر چه کرده بود؟

با قلب این سلاله ی حیدر چه کرده بود؟

دشمن برای کشتن باور چه کرده بود؟

با عقده های خندق و خیبر چه کرده بود؟

هشتاد و هشت با چه قدر رنج و درد رفت

مولای ما مقابل ما گریه کرد،رفت

این روز ها،دوباره حقایق عوض شده

انگار باز، شرح دقایق عوض شده

خاشاک جلوه کرده،شقایق عوض شده

معشوق بی کس است؟نه،عاشق عوض شده

یک عده در خیال تقلب،فنا شدند

با آن همه نفاق و تذبذب فنا شدند

طلحه زبیر ها،همه عمار آمدند

غارتگران دوباره طلبکار آمدند

با تیتر های خسته ز پیکار آمدند

با فتنه های خویش به بازار آمدند

آیا مسیر فتنه فراموش می شود؟

آن جای تیر فتنه فراموش می شود؟

هاشا بسیجی از دم پیکار بگذرد

از این غماش تازه طلبکار بگذرد

از آن همه اذیت و آزار بگذرد

میثم کجا ز عاقبت دار بگذرد؟

این خاطرات،پاک به درهم نمی شود

این زخم باقی است،نه مرهم نمی شود

از ما مپرس آن همه صحبت چه شد،نشد؟

آن بند بند خط وصیت چه شد،نشد؟

قول و قرار امر ولایت چه شد،نشد؟

آن حرف از سفارش وحدت چه شد،نشد؟

تقصیر ماست سینه ما پر ز نور نیست

در جمعه هایمان اثری از ظهور نیست

سید دعا نما که پر از فضلمان کنند

لایق برای مرحله  بذلمان کنند

کابوس دشمنان بد و رذلمان کنند

حتی اگر به خاطر شعر عزلمان کنند

ما بی سواد و تازه ه دوران رسیده ایم

با جان، حصار دور ولایت کشیده ایم

این حرف آخر است،مرا هم تکان بده

یک جرعه از بهشت به بیچارگان بده

مارا به مادر خودت امشب نشان بده

یک لحظه راهمان به دل آسمان بده

ما بی خیال رسم حسینی نمی شویم

 ما بی خیال راه خمینی نمی شویم

(شاعر محمد علی رضاپور)

تاریخ ارسال: سه شنبه 16 دي 1393 ساعت: 14:48 |تعداد بازدید : 64 نویسنده :