close
تبلیغات در اینترنت
شعر علی اصغر(ع) از مدیر وبسایت

می مانیم...

این شعر از آقای توحید ابراهیمی مدیر همین وبسایت یعنی(می مانیم...) می باشد.   دریا برای اصغر تو آب می شد عالم برای اشک او بی تاب می شد * می خواست تصویرش بماند در دوعالم پس قامتش در دست بابا قاب می شد * چشمان او مثل ستاره هرچه باشد آخر برادرزاده ی مهتاب می شد * او چشمه بود و داشت گل می…

آخرین ارسالهای تالار گفتمان

عنوان پاسخ بازديد توسط
توسل 0 251 dehmojtaba
ثقلین 0 95 dehmojtaba
کابالا 0 237 admin
وهابیت 0 146 admin

شعر علی اصغر(ع) از مدیر وبسایت

این شعر از آقای توحید ابراهیمی مدیر همین وبسایت یعنی(می مانیم...) می باشد.

 

دریا برای اصغر تو آب می شد

عالم برای اشک او بی تاب می شد

*

می خواست تصویرش بماند در دوعالم

پس قامتش در دست بابا قاب می شد

*

چشمان او مثل ستاره هرچه باشد

آخر برادرزاده ی مهتاب می شد

*

او چشمه بود و داشت گل می کرد آن روز

خاری به چشم لشکر مرداب می شد

*

وقتی که گلچین اختیار آب را داشت

پس دسته گل با تشنگی در خواب می شد

*

بین دو دستان نگارش در قنوت است

یک دشت بهر این علی محراب می شد

*

یک حرمله کافیست بهر روضه خوانها

داغش برابر با همه اصحاب می شد

*

او آبروی هرچه اقیانوس را برد

 

دریا برای اصغر تو آب می شد

تاریخ ارسال: سه شنبه 30 دي 1393 ساعت: 16:41 |تعداد بازدید : 49 نویسنده :

دیدگاههای این مطلب

علی اصغری
1393/11/3|19:54
احسنت بر استاد ابراهیمی
بسیار زیبا.....

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی